الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

333

حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي )

فرموده‌اى ، و يا همچون كسى كه فضل و احسان تو را منكر گشته است تا اين كه چشم هدايت گشوده و ابرهاى گمراهى از جلو چشم بصيرتش دور شده دربارهء مخالفت با پروردگارش انديشيده است آن وقت نافرمانى خود را بزرگ ديده و پى به عظمت مخالفت خود برده است و با شرم و خجلت بسيار رو به درگاه تو آورده و از همهء عالم با شوق و رغبت روى به سوى تو كرده با اميد راستين به تو و خضوع و خشوع بسيار و بدون ترس از غير تو با تضرع و زارى به پيشگاه تو آمده است و از خجالت چشم به زمين دوخته و در برابر شكوه و جلال تو سر به زير افكنده و با خضوع فراوان راز خويش را كه تو بر همهء آنها آگاهترى عرضه مىكند و به گناهانى كه تو همهء آنها را به خوبى مىدانى خاشعانه اعتراف دارد و از تو در برابر آنچه در علمت گذشته و لغزشهاى ناروايى كه در مقابل فرمانت مرتكب شده ، به درگاهت استغفار و استغاثه مىكند ؛ از گناهانى كه لذّات آنها گذشته و گرفتاريهايش باقى مانده است ، خداوندا اگر تو چنين كسى را كيفر دهى منكر عدالت تو نيست و اگر از گناهانش بگذرى اين گذشت و رحمت را براى تو كار بزرگى نمىداند زيرا كه تو همان پروردگار بخشنده‌اى هستى كه آمرزش گناه بزرگ براى او اهميتى ندارد . . . » ( 1 ) اما اين بخش از دعاى امام عليه السّلام مشتمل بر توحيد و ثناى الهى است و اين كه توصيف‌كنندگان و واصفان توانايى وصف او را ندارند ، زيرا چگونه ممكن الوجود ، با وجود هستى و ادراكات و علم و قدرت و فعاليتهاى محدودش به واجب الوجودى احاطه پيدا كند كه علم و ساير اوصاف او نامتناهى است ؟ ! امام عليه السّلام به گنهكاران از بندگان خدا نگريسته و خود را از باب تواضع در زمرهء ايشان شمرده است زيرا كه خطاها و هواهاى نفسانى آنان را به مخالفت با اوامر خداى تعالى واداشته و موقعى كه از خواب غفلت بيدار مىشوند ،